تبليغاتX
log
آسمان Aseman

میلاد پیامیر اعظم ، خاتم المرسلین، محمد مصطفی (ص) بر همگان مبارک باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 23:32  توسط موسی علی نژاد  | 

(اهر ،قبرستان آیت الله برقی (ره)،مرقد بنده ی صالح خدا حاج میر بیوک آقا حسینی خلیفه لو(ره))

برای آشنایی با مرحوم حاج میر بیوک آقا یشنهاد من اینه که اول این مطلب رو بخوانید(کلیک کنید) و بعد حکایات مربوط به آن بزرگوار را.(کلیک کنید) 

-----------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 0:9  توسط موسی علی نژاد  | 

معرفی دو سایت پرمحتوا درارتباط با امام رضا(ع)

شبکه امام رضا علیه السلام

www.imamreza.net

این سایت توسط مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت: اداره می شود.

اطلاعات در این سایت به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی قابل دسترسی است.

کتابخانه اسلامی، شامل متن قرآن به همراه صوت؛ متن نهج البلاغه و معرفی شرح های آن؛ متن صحیفه سجادیه و شرح های آن در بخش اصلی اسلام قرار دارد. مناسبت های اسلامی شامل ماه رمضان و ماه محرم و معرفی پایگاههای شیعی، دیگر بخش های قسمت اسلام است.

بخش اصلی این پایگاه تحت عنوان امام رضا علیه السلام به سیر زندگی، امامت و سخنان حضرت می پردازد و مباحثی پیرامون فضیلت زیارت آن امام عزیز و کراماتش مطرح می کند.

معرفی کتابهای نگارش یافته درباره امام هشتم، قسمت دیگر این بخش است.

تاریخچه شهر مشهد و حرم مطهر ، معرفی نامداران مشهد ، معرفی زیارتگاههای این شهر مقدس تحت عنوان مشهد آمده است.

بخش کودکان از جذابیت خاصی برخوردار است. در این بخش کودکان با امام رضا علیه السلام آشنا شده و با حدود 20 کتاب و خاطره درباره امام رضا علیه السلام اوقات خوشی را سپری می کنند.

خدمات این پایگاه شامل: زیارت از راه دور، ارتباط سبز و اوقات شرعی است.

سایت جهانی آستان قدس رضوی

www.aqrazavi.org

زبان: فارسی، عربی و انگلیسی

تاریخچه حرم رضوی، تاریخچه شهر مشهد در این سایت عرضه شده است.

پخش مستقیم مراسم حرم مطهر امام رضا علیه السلام از قسمتهای جذاب این سایت می باشد. برنامه های پخش شده به صورت آرشیو نیز نگهداری می شود که از قسمت آرشیو قابل بازیابی است.

بانک صوت و تصویر این سایت شامل 13 قطعه فیلم و 12 قطعه صوت می باشد.

توضیحات کامل نسبت به تعویض ضریح و معرفی بخشهای مختلف حرم از گذشته تا کنون نیز از شاخصه های این پایگاه می باشد.

(برای دیدن  منبع اصلی خبر و متن کامل آن رو پیوند زیر کلیک کنید)

منبع:http://www.hawzah.net

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 14:20  توسط موسی علی نژاد  | 

آخرین سفارش های پیامبر(ص)  

و وصيت امام حسن(ع)


امام كاظم علیه السلام نقل مى‏كند كه از پدرم پرسیدم: در واپسین لحظات حیات پیامبر(ص) چه اتفاقى افتاد؟ فرمود: رسول خدا(ص)، فاطمه، على، حسن و حسین علیهم السلام را به گرد خود خواند و به كسانى كه در خانه بودند فرمود:« از نزد من بیرون بروید» و همسر خود «ام سلمه‏» را فرمود كه بر درگاه بایستد تا كسى وارد خانه نشود. ام سلمه اطاعت كرد. 
آن گاه رسول خدا(ص) به على(ع) گفت: « یا على نزدیك من بیا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 0:38  توسط موسی علی نژاد  | 

با سلام خدمت شما بزرگواران، بار دیگر  حکایتی از بنده ی صالح خدا حاج میر بیوک آقا را تقدیم شما می نمایم:

"کلاس  دوم  یا سوم ابتدایی بودم. دچار یک بیماری شده بودم که باعث گلو گرفتگی من شده بود .انگار چیزی حنجره ام  را می فشرد به طوری که سخن گفتن برای من  خیلی مشکل بود و هنگام  حرف زدن هم صدای ناهنجار و نامفهومی از حنجره ام  خارج می شد. تب هم داشتم و خوردن و آشامیدن هم  برای من خیلی سخت بود. چون در روستا پزشک نبود والدینم  به درمان های رایج در باور عامه عمل کردند(مثل خوردن لپه ی خام یا خوردن شیر گاو و حتی خوردن کمی  نفت!!) ولی هیچ کدام کارساز نبودند تا اینکه مادرم به پدرم گفت او را ببر پیش میر بیوک آقا ببر چون دست او موجب شفا است. پدرم قبول کرد و  صبح حرکت کردیم و ساعت حدود 8 یا 8/5 رسیدیم دم در خانه ی  سید، دق الباب کردیم خود سید  در را باز کرد ، انگار  می خواست جایی برود که ما رسیده بودیم، رفتیم داخل خانه،سید به عروسش گفت که چایی بیاورد.پدرم گفت : آقا این نوکرت مریضه و  تب داره ،خلاصه وضعیت مرا  توضیح داد . سید نگاهی به من کرد و گفت:مشکل تب  با کمک خدا درست می شود. بعد با دو انگشتش گلوی مرا گرفت و به آرامی فشاری داد و  بعد با دستش آرام به یک طرف صورتم زد و گفت:دیگه تمام شد!!

عجیبه که درست از همان لحظه احساس بهبودی کردم و حتی چایی  را هم که آورده بودند خوردم!!هنگام برگشتن به خانه  هم برخلاف آمدن که پدرم کمکم می کرد ، خودم به تنهایی و خیلی راحت راه می رفتم!"

(دانش آموز بیمار حکایت مذکور اکنون معلمی است  تلاشگر که خود  این حکایت را برای من  نقل کرده است .ضمن تشکر از ایشان امیدواریم همواره  خدا ایشان را در کارها موفق دارند)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 20:2  توسط موسی علی نژاد  | 

ها علی بشر کیف بشر

استاد فاطمی نیا گوید: در یکی از منابع یافتم که شخصی در زمان  ناصرالدین شاه بوده به نام مهر علی خوئی (متوفای 1362 ق)که در شهر خوی می زیسته و به سه زبان فارسی،عربی و ترکی شعر می گفته است.این شعر که چندین بیت است ، مال اوست.شاعر می گوید:شبی که آن را سرودم در خواب حضرت سید انبیا(ص)را زیارت کردم.فرمودند: دیشب چه سرودی؟ عرض کردم :ها علی بشر کیف بشر

اشاره فرمودند که مصرع بعدی را نخوان! سپس سر مبارک را پایین انداخته و از روی تعجب فرمودند:کیف بشر،کیف بشر،کیف بشر

ها علی بشر کیف بشر

ربه فیه تجلی و ظهر...

(علی آمد بشر اما چه بشر

بشری کوست خدا را مظهر...)

شاعر همدانی

 از جمله شاعران اهل بیت (ع) سید علی بن ظهیر الدین محمد همدانی است که در تاجیکستان دفن گردیده و مزار شریفی دارد.حضور این قبر در آن دیار عده ای را شیعه کرده است.

از او پرسیدند اهل کجاست؟ فورا گفت:

پرسید عزیزی که : اهل کجایی؟

گفتم به ولایت علی از همدانم

نی زان همدانم که ندانند علی را

من زان همدانم که علی را همه دانم

----------------------------------------------------------

شعری از ابو علی سینا در  بیان عشق و علاقه اش به امام علی (ع):

تا باده ی عشق در گلو ریخته اند

و اندر پی عشق عاشق انگیخته اند

در جان و روان بوعلی مهر علی

چون شیر و شکر به هم در آمیخته اند

----------------------------------------------------------

مهر علی (ع)

گویند که در زمان امیر تیمور گورکان ،جمعی از افراد ماوراء النهر که از متعصبان دشمن علی (ع) بودند با تشکیل  مجلسی صورت مجلسی تهیه کرده  و گفتند:دشمنی و کینه نسبت به علی{ع} بر هر فرد مسلمان واجب است هر چند به قدر جوی،زیرا او به قتل عثمان فتوا داده است. آن نوشته نزد امیر تیمور فرستادند تا آن را تایید کند و مانند خلفای بنی امیه دستور دهد که خطبا و سخنرانان نسبت به ساحت مقدس آن حضرت بدگویی کنند.

امیر تیمور گفت چون من مرید پیر مرشد(شیخ زین الدین نابستادی) هستم این نوشته را نزد او می فرستم و او هر چه رای داد من پیروی می کنم. پس نامه را فرستاد  و  مرشد پس از خواندنش این رباعی را در پشت آن نوشت:

گر آن که بود فرق سماء منزل تو

و از کوثر اگر سرشته  باشد گل تو

گر مهر علی نباشد اندر دل تو

مسکین تو و سعی های بی حاصل تو

وای بر عثمانی که علی (ع) فتوی بر قتل او داده باشد.

به هر حال آن شاه به خاطر این دو بیت متنبه شد  و آن متعصبان را تنبیه سختی کرد و از مجلس خود بیرون نمود.

(قصص الشعرا،سید اسماعیل شاکر اردکانی ، به ترتیب ص56 ،ص 61،ص88،ص100)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 2:57  توسط موسی علی نژاد  | 

نکاتی چند از نامه های  عرفانی اخلاقی امام خمینی(ره) به نزدیکانشان:

نامه به فرزندشان سید احمد:

"...پسرم! سعی کن اگر از اهل مقامات معنوی نیستی، انکار مقامات روحانی و عرفانی را نکنی که از بزرگترین حیله‌های شیطان و نفس اماره که انسان را از تمام مدارج انسانی و مقامات روحانی بازمی‌دارد، واداری اوست به انکار و احیاناً به استهزای سلوک‌الی الله که منجر به خصومت و ضدیت با آن شود ...

فرزندم! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگرچه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسة شیطان است...

نامه به  خانم فاطمه طباطبایی (عروس  حضرت امام):
"...دخترم سرگرمی به علوم حتی عرفان و توحید اگر برای انباشتن اصطلاحات است ـ که هست ـ و برای خود این علوم است سالک را به مقصد نزدیک نمی‌کند که دور می‌کند العلم هوالحجاب الاکبر و اگر حق‌جویی و عشق به او انگیزه است... چراغ راه است و نور هدایت... و برای رسیدن به گوشه‌ای از آن تهذیب و تطهیر و تزکیه لازم است..."
نامه به فرزندشان حاج احمد آقا:
"...ای پسر عزیزم احمد ـ سلّمک الله تعالی ـ در این اوراق نظر کن... بدانکه هیچ موجودی از موجودات از غیب عوالم جبروت و بالاتر و پائین‌تر چیزی ندارد و قدرتی و علمی و فضیلتی را دارا نیست و هرچه هست از او ـ جلّ و علا ـ است،..."

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 4:30  توسط موسی علی نژاد  | 

ضمن عرض تسلیت به مناسبت بیست و دومین سالگرد ارتحال عارف بزرگ ،بنده ی صالح خدا،مرجع  دینی  و رهبر بزرگ انقلاب اسلامی مردم ایران ،امام خمینی(ره) ، جریانی  متناسب با حال و هوای وبلاگ در مورد ایشان نقل می گردد.

ایشان را مردی بزرگ یافتم

در نجف مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی (وصی رسمی علامه قاضی) که پدر زن اینجانب بود بعضی از مسایلی را که می خواست برای امام رخ بدهد. از قبل می دانست و به من هم می گفت. من به ایشان عرض کردم شما از کجا این مسایل را می دانید؟ ایشان قضیه ای را نقل کردند که: ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی قاضی که استاد اخلاق بزرگانی مانند آقای بهجت، مرحوم آقای قوچانی، مرحوم آقای میلانی و... بودند حاضر بودیم. هر روز به محضر ایشان می رفتیم و استفاده می کردیم. یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می شدند خبر دادند که آقای حاج آقا روح الله خمینی (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده اند (1) و می خواهند با شما ملاقات کنند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 3:57  توسط موسی علی نژاد  | 
دوران ابتدایی بود. توی حیاط خانه اش بازی می کردیم .خانه ی خودمان کمی آن طرف تر بود ولی از بس با ما بچه ها مهربان بود می آمدیم طرف خانه اش.خوب خانه اش هم که محل رفت و آمد  افراد زیادی بود..مثل این دفعه ای که می خواهم  جریانشو برایتان بگویم ، چند نفر برای دیدن آیت الله آمدند خانه اش .همه رفتند تو ی  اتاقی کنار آیت الله جمع شدند.من هم  رفتم و ساکت بین اونا جایی برای خودم پیدا کرده و نشستم !!همه حواسشان به آیت الله بود. در این بین برای پذیرایی چایی آوردندبه ترتیب  جلوی همه یک استکان  همراه با زیری  گذاشتند .  به من که رسیدند  برام چایی نگذاشتند!!(البته دقیقا یادم نیست شاید هم به من که رسیدند چایی ها تمام شدند)به هر حال من چایی نداشتم.کمی که گذشت من که همش چشمم به آیت الله بود   دیدم که ایشان هم منو نگاه می کنند....خدای من
چه قدر دوست داشتم این نگاه مهربانانه اش را... احساس کردم نگاهش این دفعه جور خاصیه... ناگهان متوجه شدم که چایی  مقابل آیت الله  خود بخود همراه با زیری اش داره رو زمین سر می خوره و میاد طرف من!!! ...همین طور مات و مبهوت مانده بودم...حتی یادمه که به خاطر حرکت، چایی داخل استکان   این طرف و اون طرف میشد...نمی دانم چطوری ولی استکان خودش  آمد و آمد تا درست جلوی من متوقف شد... و گویا فقط من و آیت الله متوجه بودیم ...من که در حیرت بودم  نگاهی به اطراف کردم و دیدم بله هیچ کس متوجه نبوده !!!و همه یا حرف میزنند یا چایی می خورند...دوباره به آیت الله نگاه کردم دیدم ایشان( آیت الله ابوالقاسم مولانا) نیز آرام و مهربانانه  مشغول کار خودش بود...انگار نه انگار که چیزی شده ...ولی اتفاق بزرگی افتاده بود ...اتفاقی که موجب احساس شادی  یک بچه (که من باشم)شده بود و این در آیین پاکان و بزرگان مهم و ارزشمنده...خدایش بیامرزد که بنده ای بود از بندگان صالح خدا. 

این جریان با یک واسطه از زبان همان کودک(که الان سنی ازش گذشته و ساکن تبریز است وجانبازی است محترم ، موثق و سلیم النفس )نقل گردید  .ضمن تشکر از آن بزرگوار و واسطه ی محترم لازم به ذکر است اسامی هر دوی  آنها موجود و محفوظ می باشد.

                                                 آیت الله ابوالقاسم مولانا(ره)

گفتنی است، مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم آل مولانا در سال 1313 در شهر تبریز متولد شده و به مدت 5 سال از محضر آیات عظام بروجردی، مرعشی نجفی، طباطبائی و امام خمینی«ره» کسب فیض نموده بود.آن عالم ربانی یازدهم آذر سال 1384 هجری شمسی دارفانی را وداع گفت و دوازدهم آذر نیز طی مراسمی باشکوه و با حضور گسترده مردم عالم پرور تبریز تشییع و پس از اقامه نماز توسط آیت الله شبستری امام جمعه تبریز، در وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
این عالم بزرگوار که از سادات اصیل موسوی است که در حدود 80 سال پیش در شهر مقدس کربلا و در خانواده ای عالم پرور و مذهبی دیده به جهان گشود و تحت تعلیم و تربیت والد مکرمش آیت الله حاج سیدعلی مولانا تبریزی قرار گرفت.
(به نقل از :خبرگزاری رسا)

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 19:58  توسط موسی علی نژاد  | 

صوفی و عابد و زاهد همه طفلان رهند

مرد اگر هست به جز عالم ربانی نیست

 به مناسبت دومین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله بهجت عکس های زیبایی از آن بنده ی صالح خدا  رو  به صورت اسلاید شو  همراه  تواشیح اسماء الهی آماده کرده ام  که می توانید با کلیک بر روی دانلود ،  دانلودش کنید.(نام فايل.
bahjat.exe است)

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 2:14  توسط موسی علی نژاد  | 

 

یاس کبود

شعری از شاعر معاصر احمد عزیزی  در رثای حضرت زهرا (س):

یاس بوی مهربانی می‌دهد
عطر دوران جوانی می‌دهد

یاسها یادآور پروانه‌اند
یاسها پیغمبران خانه‌اند

یاس ما را رو به پاكی می‌برد
رو به عشقی اشتراكی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی‌ است
یاس دامان سپید آشتی‌ است

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس

یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود
راهی شبهای دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است

... به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


احمد عزیزی؛ شاعر معاصر چهارم دی 37 در کرمانشاه متولد شد. وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دعوت شمس آل احمد به تهران آمد و موفق به دیدار شهید آیت‌الله مطهری شد.
از آثار عزیزی می‌توان به «کفش های مکاشفه»، «شرجی آواز»، «خابنامه و باغ تناسخ»، «ترجمه زخم»، «باران پروانه»، «رودخانه رویا»، «ملکوت تکلم» و «سیل گل سرخ» اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 16:14  توسط موسی علی نژاد  | 

همه ی مطالب در مورد بنده ی صالح خدا  مرحوم حاج میر بیوک آقا

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 2:37  توسط موسی علی نژاد  | 
  با سلام خدمت شما دوستان عزیز .این  حکایات گزیده ای از 20 حکایت از َآدرس  زیر می باشد که برای مشاهده ی همه ی آنها(20حکایت)   روی این آدرس کلیک کنید  . امیدوارم این  برایمان مفید و آموزنده باشد  .

پایگاه اطلاع رسانی دارالارشاد  ( ارائه کننده ی آثار و سخنرانی های حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید حسن عاملی)                


1 . هر کدام که خدا توشه!

یکی از فرزندان معظم آیت الله العظمی گلپایگانی می گوید: "از آقا پرسیدم: آقا شما ترجیح می دادید طلبه بودید یا مرجع تقلید؟" بالبداهه (بیدرنگ) جواب دادند: "هر کدام که خدا توشه"!

2 . رحمت نازل شد

آیت الله کربلایی فرمودند: در محضر حضرت آیت الله انصاری همدانی به مواعظ یکی از علماء بالله که در منبر بود گوش می دادم؛ یک لحظه حالت معنوی فوق العاده ای در دلم احساس کردم و به من سبکی عظیمی دست داد، به محض پیدایش این حالت حضرت ایت الله انصاری در گوشم فرمود: رحمت نازل شد!

حضرت آیت الله استاد الأساتید آقا سیدعلی قاضی می فرماید: "من در تشخیص ماه مبارک رمضان احتیاج به رؤیت ماه ندارم و به محض ورود ماه مبارک رمضان از فضای معنوی کاملاً متوجه ورود ماه مبارک رمضان می شوم همچنانکه شما متوجه ورود گرما یا سرما به اتاق می شوید". آن جناب در این باب تمسک می کند به احادیثی که می فرماید: در ماه مبارک رمضان شیاطین مغلوب می شوند و دیگر هیچ شیطانی در زمین نیست.

3 . فقط یک نگاه

حضرت آیت الله زاهدی از شاهکارها و اعاجیب (شگفتیهای) عالم معرفت بود. آن جناب با آن مقام بلند علمی در عشق اهل بیت متواضعانه به منبر می رفت، مرحوم سید مهدی خرازی می فرمود: "آن بزرگوار روزی در منزل ما مشغول افاضه بود که ناگهان مجلس وعط با صدای زشت و کریه ساعت آلمانی به هم خورد، آقا به محض شروع زنگ ساعت، نگاهی به طرف آن کردند و ساعت با همان نگاه خاموش گردید!

بعد از تمام شدن مجلس وقتی سراغ ساعت رفتیم، با کمال تعجب متوجه شدیم که ساعت کاملاً از کار افتاده و احتیاج به تعمیر دارد. ساعت به تعمیرکار داده شد، اما هنگام تحویل با واقعیت عجیبی مواجه شدیم، تعمیرکار از تحویل ساعت خودداری می کرد و می گفت: تا نگویید ساعت دست چه کسی بوده، آن را تحویل نمی دهم.

وقتی از علت این درخواست جویا شدیم، گفت: این ساعت دست فرد معمولی نبوده و خرابی آن کار یک آدم معمولی نیست، چون هرچه پیچ دارد همه باز است!" بله، فقط با یک نگاه!!

 بقیه ی حکایات در  ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 2:3  توسط موسی علی نژاد  | 

دو خواهر  بودند،دو سیده در تبریز،   وهر دو عامل به دستورات الهی و  دلهاشان سرشار از عشق الهی. ..اما اکنون  یکی از دو خواهر  به رحمت خدا پیوسته و در مشهد مقدس مدفون گشته است.
روزی از روزها  خواهری که  هنوز زنده است تصمیم می گیرد   در تبریز دو ختم قرآن بگیرد :یکی اهدایی به امام رضا(ع) و دیگری هدیه به روح خواهر مرحومه اش.با دلی آکنده از  شور و غم الهی  آیه ها و سوره ها ر از پس هم  می خواند تا به سوره ی آخر می رسد ...

تصمیم می گیرد  سوره ی آخر را نگه دارد تا در سفر به مشهد مقدس کنار ضریح مقدس و قبر خواهرش بخواند و ختمش را کامل نماید.اسباب سفر فراهم می شود . او  با شور و شوقی وافر راهی شهر  ثامن الائمه می شود... تا    ..با زیارت مولایش  دلش تسکینی یابد و  روحش در قرین  مرقد امام بزرگوار بهر های گیرد از سفره ی نور الهی... .

   هنگام زیارت می رسد ویک ختم قرآن را د رآن محفل نورانی کامل می گرداند  .اکنون که دل که با زیارت مولایش آرامشی یافته     سوی قبر خواهرش می رود  و می خواهد که ختم قرآن دیگرش را کامل کند :
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ -   مَلِكِ النَّاس -  إِلَهِ النَّاسِ -  مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ

 .ختم کامل می شود .ولی ناگهان پرده از چشم هایش کنار میرود :خدای من این ها دیگر چیستند؟ ...چقدر زیبا هستند...اشک در چشمانش حلقه می زند از دیدار نزول  رحمت الهی ...آری او قطرات نوری را می بیند که از آسمان بر قبر خواهرش می بارند و در آن فرو می روند ...آری این چنین است رحمت خدا  که بر مومنان نازلش می گرداند... 

(ضمن تشکر از واسطه ی محترمی که جریان فوق را شخصا از خود سیده ... شنیده و برای نگارنده نقل کرده باید افزود  چون  به احتمال قریب به یقین اشخاص مذکور راضی به ذکر نام نیستند ، بنابراین بدون ذکر نام  ،و جهت بهره مندی از آثار این گونه حکایات ،بدین نحو نقل گردید و اسامی موجود و  محفوظ می باشد)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 13:49  توسط موسی علی نژاد  | 

سلام  سال نو مبارک. انشاء الله به زودی حکایت دیگری از مرحوم سید  نقل خواهم کرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 18:48  توسط موسی علی نژاد  |